تبليغاتX

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد " بی حسرت از جهان نرود هیچ کس بدر " الا شهید عشق به تیر از کمان دوست "

مرداب تنهایی (سلام بر قوی خیالم)
شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است " که دست خلق به دامان آسمان نرسد

ای آن که همیشه در یادم ، معبودم

+ نوشته شده در  شنبه 1389/12/14ساعت 21:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
سال جدید براتون سرشار از خیر دنیا و آخرت ، الهی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/01ساعت 8:44  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/12/15ساعت 5:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/29ساعت 14:31  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/16ساعت 14:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  جمعه 1390/11/14ساعت 0:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/10/26ساعت 16:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/20ساعت 19:48  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/17ساعت 23:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
ای بی مروت 
+ نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 2:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بی مرامی نگو نه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/15ساعت 20:34  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/11/13ساعت 19:34  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/10/13ساعت 16:33  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/08/23ساعت 13:33  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بیش از این ها باز می توان سکوت کرد !
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/24ساعت 16:33  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره صفحه ی دلتنگیهام
( زیبا ترین صورتها رو روزی به خاک می کشند ، یادمون نره )

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
الهی دیگر مگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم
نمی دانم در بطن کدامین ثانیه های عمرم به آرامش خواهم رسید
شاید هم ... در این سونامی تنهایی پر کشیدم ...
نمی دانم ! آه و صد افسوس از این عمر گران
همچنان هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم ...
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

بازدید کننده ی محترم : سلام

من اینجا تنها برای قوی آرزوی خیالم می نویسم
قویی که وجود خارجی نداره
و تنها زاده ی تخیل منه ...

عکس ها ، آهنگ و نوشته ها همه شون تنها درد دل من با قوی آرزوی خیالم هستش ، آرزوها و خواسته هایی که با بدنیا اومدنم بر صفحه ی قلبم نقش بستن و همه شون تو همین دنیا دارن میسوزن و من ، تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بدر گاه خدای خوب و مهربانم گریه کنم ...

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
همیشه در ژرفای صلابت چهره اهورایی من اندوهی عمیق دیده میشود ، مثل اندوه مردان بزرگی که غم دوران را بر شانه های خود حس می کنند . این نیز بگذرد ، مهم نیست ، خدا که هست .

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
...... مرداب تنهایی ......

مردی که ابرهای همه عالم مدام در دلش می گریند


اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا

نوشته های پیشین
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آبان 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
آرشيو
الهی و ربی من لی غیرک
در محضر دوست
بسم رب الفاطمه
اهورا
اهورا بارانی
نگاه اهورا
ارسو وارش
تالاب مرداب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

متحیر و ملتهب

 


هر قدرعمر ايام زمن مي گذرد " دردم را جان سوز تر مي بيني " سمت غروب چو مي رود خورشيد " ببين که سايه ها را دراز تر مي بيني """ فی البدایه

مترجم سایت

برای دیدن کلیپ پلی کنید در صورت تمایل روی تصویر دو بار کلید کلید تا تمام صفحه مشاهده نمایید برای پایین نیامندن سرعت پخش هم زمان کلیپ ها را پلی نکنید

حرفهای ما هنوز ناتمام ؛ تا نگاه می کنی ؛ وقت رفتن است ؛ باز هم همان حکایت همیشگی ؛ پیش از آن که با خبر شوی ؛ لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود ؛ آی ... ؛ ای دریغ و حسرت همیشگی ؛ ناگهان چقدر زود دیر میشود . ::: مرد همیشه بارانی ؛ اهورا

پرش به بالای صفحه