![]() |
![]() |
|
| شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است " که دست خلق به دامان آسمان نرسد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/04/13ساعت 2:8 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/04/12ساعت 17:0 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/04/11ساعت 15:19 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/04/11ساعت 0:8 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/04/10ساعت 1:32 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
اين شعرها ديگر براي هيچ كس نيست نه ! در دلم انگار جاي هيچ كس نيست آنــــقدر تـــنــهايم كه حــتي دردهـــايم ديــــگر شبيه دردهای هيچ كس نيست حتی نــفــسهای مـــرا از مـــن گــرفـتند من مردهام در من هوای هيچ كس نيست دنــــياي مـــرمـــوزی سـت مـا بـايد بـدانــيـم كه هــيــچ كـس اينجا برای هيچ كس نيست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/04/09ساعت 23:3 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
خدایا اگه تو کمک نکنی چه کسی به یاری من میاد ؟
خدایا با من حرف بزن
الان که برات مینویسم
کاملا دارم حس میکنم
که فقط تو ی این دنیا
مسیر سیر ذهن من
تنها به تو داره ختم میشه
پس دارم باهات حرف میزنم
دریغ از اینکه جوابی بدی با منی که بسیار
ناچیز و ناتوانم در مقابل تو
تا بتونم با
گوش سر بشنوم !
ای خدایی که منو ایجاد کردی
و داری منو تامین میکنی
گله دارم از خودم و از حرکتهایی که درمسیر زندگی کردم
خدایا دارم شکایت منو به تو ابراز میکنم
تنبیه نکن منو ، بهم رحم کن
با من به نرمی رفتار کن
منو دریاب
خدایا
تنها پناه امن من
قلبم داره از سینم در میاد ، بحق علی
(گریه)
خدایا نکنه تصمیم بگیری مابقی عمر ناچیزم
به همین منوال بگذره
بحق مادر فاطمه
که نزد تو خیلی عزیزه
همونطوری که منو یه بار توی این دنیا متولد کردی
و من خودمو ، روحم رو
کشتم
بار دیگر منو زنده ام کن
من دارم از غصه دق می کنم که دنیا رو دارم
مفت مفت از دست میدم
راه نجاتی ، چاره ایی ، درمانی ، چیزی
خودت میدونی در حد توان ناچیزم
تلاش کردم
بارها خوب بودن رو تمرین کردم
شکرت ، کمکم کردی در حد توانم هم خوب بودم
اما ، عزیز الله
بجای اینکه تو این دنیا دستم بسته باشه و تنها
بشینم غصه بخورم
می شد که بهترین ساعات و لحظه ها رو داشته باشم
چرا نشد ؟ چی شد که نشد ؟
میدونم یه جایی رو اشتباه کردم ، خراب کردم
اما چراخدا؟منکه بارها اعتراف کردم جز تو کسی رو ندارم
بواقع هم ندارم
تو یکم دورو برم رو ببین ،
ببین آخه من جز تو کسی رو دارم ؟
به خودت قسم کسی رو ندارم
من ناتوانم و عاجزم در مقابل تو
نکنه یه روزی منو افقی کنی و بی تحرک
و من هیچ آرامشی رو از این دنیا کسب نکرده باشم
خدا یا می ترسم
خدایا در پاکی و اعتدال به من نعمتهایت رو فزونی ببخش
به خودت قسم
حق من هست آرامش داشته باشم
من نتونستم تو برایم بساز
خدایا گریه کردن رو دوست دارم
اما عزیز خدا ، نه برای دردهام و نداشته هام
دوست دارم که
در محضر تو سر تعظیم و سجود بزیر بیارم
و گریه کنم ، اشگ بریزم برای همه ی آرامشهایی
که بهم دادی
اشگ گرم شوق بریزم با شور و شعف
نه اشگهای سرد و سوزنده
خدایا قلبم داره سوراخ میشه
گاهی که گریم میگیره که خوبه
امان از اون لحظه ایی که دلم میگیره و گریم نه ...
درست مثل الان
تمام بدنم درد میگیره
توی تمام بدنم درد رو حس می کنم
خدایا در اول که میگم
همه ی دنیای منو به خیر خوبی تموم کن
اگر صلاح نمی بینی
منو ببر .
الان چند ساله دارم میگم منو ببر
چرا گوش نمی کنی ؟ !
تو که منو و همه مخلوقاتت رو دوست داری
چرا میزاری زجر بکشم
یعنی یک قطره اشگ بدرگاهت نریختم که
تونسته باشه محیط رحمتت رو بجوش بیاره ؟ !
تنها مامن امن ،میدونم همین حرفایی رو هم که الان زدم
مثل همه ی حرفهای دیگر من ، بهشون گوش نمیدی
حق داری من که
ارزشم نزد تو خیلی پایینه قربونت برم
با مادرم فاطمه بیام چطوره ؟
مادر جان ، مادرم
زهرای مرضیه
بیا بریم پیش خدا
تو جلو جلو برو من هم پشت سرت
قربون اون چادر خاکیت برم
بریم تا من ، در حضور تو ، قسمش بدم به چادر خاکی تو
تا محیط رحمتش رو بجوش بیارم
ای ملا ئک شانه های من
که همیشه با منید
آیا شما دارید گریه نمی کنید ؟
برای تعویض ماموریتون با دو ملک دیگه تو امروز
وقتی رفتید پیش خدا
میرد به مادرم بگید که من کمک میخوام ؟
شما رو بحق علی ابن ابیطالب علیه السلام
برید بگید که من پیغام دادم
مادر جان منو کمکم کن
برید بگید من دارم دق می کنم
برید بگید که دیگه کم آوردم
مادرم میره پیش آقاعلی
مطمئنم ، کمکم میکنه مادر مهربانم .
آیییییییییییییییییییییییییی اهل عالم
یکی برام کاری کنه
بحق علی
یا فاطمه الزهرا اغیثینی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/04/09ساعت 15:18 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/04/08ساعت 15:13 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/04/07ساعت 14:9 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/04/07ساعت 2:32 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
احساس عشق
چشمی بخند ! اینکه مرا شاد کنی
کاری خلاف رسم قدیم جهان کنی
آنقدر تشنه ام که تو باید به خنده ای
این تشنه را به شیر و عسل میهمان کنی
در من هزار و یک شب دلتنگ و بی قرار
چشم انتظار اینکه خودت روزشان کنی
مجنون منم و اینکه دعا می کنم خودت
فکری برای لیلی این داستان کنی
گاهی فقط دریچه بازی غنیمت است
تا رو به بی نهایت هفت آسمان کنی
احساس عشق سبز ترین نوع بودن است
حتی اگر که گاه گداری گمان کنی
که عاشقی و در تو کسی راه می رود
حتی اگر که گاه گداری گمان کنی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/04/06ساعت 1:9 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/04/05ساعت 14:14 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/04/05ساعت 3:50 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/04/05ساعت 3:0 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
( زیبا ترین صورتها رو روزی به خاک می کشند ، یادمون نره )
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" الهی دیگر مگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم نمی دانم در بطن کدامین ثانیه های عمرم به آرامش خواهم رسید شاید هم ... در این سونامی تنهایی پر کشیدم ... نمی دانم ! آه و صد افسوس از این عمر گران همچنان هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" بازدید کننده ی محترم : سلام من اینجا تنها برای قوی آرزوی خیالم می نویسم قویی که وجود خارجی نداره و تنها زاده ی تخیل منه ... عکس ها ، آهنگ و نوشته ها همه شون تنها درد دل من با قوی آرزوی خیالم هستش ، آرزوها و خواسته هایی که با بدنیا اومدنم بر صفحه ی قلبم نقش بستن و همه شون تو همین دنیا دارن میسوزن و من ، تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بدر گاه خدای خوب و مهربانم گریه کنم ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" همیشه در ژرفای صلابت چهره اهورایی من اندوهی عمیق دیده میشود ، مثل اندوه مردان بزرگی که غم دوران را بر شانه های خود حس می کنند . این نیز بگذرد ، مهم نیست ، خدا که هست . """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" ...... مرداب تنهایی ...... مردی که ابرهای همه عالم مدام در دلش می گریند اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا |
| الهی و ربی من لی غیرک |
|
در محضر دوست بسم رب الفاطمه |
|
RSS
|