![]() |
![]() |
|
| شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است " که دست خلق به دامان آسمان نرسد |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/31ساعت 23:49 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
اونی که عاشق تره داغون تره
جمعه 30 شهریور1386 ساعت: 23:49 توسط:یکی مثل دیگرون.فراموش کردن شاید سخت ترین کار دنیا نباشه , اما حتما" یکی از مشکلترین و دردناکترین کارها می تونه باشه . از اونی که دوستش داری بگذر و فراموشش کن , چون اون شاید نمی تونه به اندازه ی تو دوستت داشته باشه و اونوقت تو عذاب می کشی, پس بگذار و بگذر .
واژه ی فراموشی در نهاد عاشق معنا نداره یکی از مشکلترین و دردناک ترین کارهاهست. واز اونی که دوستش دارم نخواهم گذشت و فراموش نخواهم کرد و تو حتما مرا به اندازه ایی که من تورا دوست دارم دوست نداری چون غرق در منیت و دنیا پرستی شدی و خبر نداری . در این حالت من عذاب نمی کشم میمیرم . شنیدم الان گفتی خوب بمیر . مهم نیست . پس بدان نمی گذارم و نمی گذرم ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/31ساعت 0:19 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
عشق را . تا بداني كه محبت وعشق رادر چشمان
تا عشقم را تا ابد نثارت كنم تا انتهاي جاده زندگي
نجوا كنم ميخواهم اين را بداني كه صادقانه ...
کاش فقط یک سطربه جاي من و تو، می نوشتی" ما "
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/30ساعت 21:49 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم
هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من باش
اگه نيستي اگه دوري نفس فرياد من باش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/30ساعت 16:8 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/30ساعت 0:12 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/28ساعت 23:24 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/27ساعت 23:54 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/27ساعت 23:19 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/26ساعت 21:55 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/25ساعت 23:17 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/25ساعت 22:2 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/24ساعت 23:53 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/24ساعت 0:33 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/22ساعت 23:50 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/22ساعت 0:45 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/21ساعت 23:38 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/20ساعت 22:57 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/19ساعت 23:42 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/19ساعت 2:2 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/19ساعت 0:22 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/18ساعت 1:45 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/17ساعت 13:46 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/17ساعت 0:21 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/16ساعت 23:21 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/16ساعت 23:7 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
سلام عبد به معبود . خدای من دلم داره منفجر میشه من خیلی خستم عصر جمعه هم شد و دلگیر دلگیرم امروز تو مسیرم به زیارتگاه رفتم طبق معمول دور رکعت نماز به پناهندگی به ساحت مقدسه ی مادرفاطمه خوندم واستخاره کردم به کلام مقدست. خدای من جیگیرمو سوزوندیا خودت می دونی چی بهم گفتی آیه ایی که برای یونس پیغمبر اومده بود همون آیه ی معروف ذکر یونسیه که پیغمبر یونس بعد از خروج از شهر به دستور تو گرفتار شکم ماهی شد و ذکر یونسیه این بود ( بسم الله الرحمن الرحیم فاستجبنا له و نجینه من الغم و کذالک ننجی المومنین )( النبیاء ۸۸ ) پس ما دعای او را استجابت کردیم و او را از گرداب غم نجات دادیم و اهل ایمان را اینگونه نجات میدهیم . معبودم می دونم تو به فکر همه ی بندهات چه خوب و چه گناهکارش هستی می بینی منو چه تنها و غریب یه گوشه ای از این زمین خاکی افتادم از تو خواستم دستم و بگیری و با کلام نورانیت گرفتی خدا می خوام بیام به حرفم گوش کن خودت می بینی دنیا برای من قفس شده . همه ی دنیا رو از دریچه ی میله های قفس می بینم و تنهام . من فدای بزرگواریت بشم حالا که نمی تونم چیزی رو تغییر بدم و کسی به فکر من نیست تو لا اقل به فکر من باش من جز تو خدای مهربان کسی رو ندارم بیا و منو ببخش از حقوق خودت که در انجامش کوتاهی کردم بگذر و حقوق غیر خودتو که در دینشون هستم ادا کن و منو هر چه زودتر ببر . دیگه نمی تونم تاب بیارم و بمونم خدا چند وقته دارم منت تورو می کشم که خدایا نزار برای ابد جهنم رو برای خودم بخرم تو کمکم کن خدا بزار صادقانه تر حرف بزنم اگه خودت منو نبخشی و کفایتم نکنی و نبری شیطان دست به کار میشه و منو ازت دور می کنه و میشم برای تو آن طرف یه مهمان ناخوانده نمی خوام اینجور بشه خودت ازدلم آگاهی من پاکی و نجابت رو دوست دارم اما چه کنم که دلم تاب دیگه نمیتونه بیاره پس تنها یه راه باقی می مونه اگه من بنده تو که خودت خلقم کردی برات مهمم تا برای من دیر نشده منو منتقل کن پیش خودت. خودتم می دونی رشته ی امید و زندگیم پاره شده ممکنه حسهای بد من که در هر انسانی نهفته بیدار شه کار دست خودم بدم خدا تو رو به اونایی که دوستشون داری تو این عصر جمعه ازت می خوام بیا و محبت کن و ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/16ساعت 19:1 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خجالت زده ی بنده به معبود . سلام خدا جونی من این پستم با همه ی پستهام فرق داره آره دلم واقعا گرفته خدایا نمی دونم چی بگم کاش من خوب بودم من قربون عظمتت خدا می دونی که هر وقت دلم تو یه سالهایی می گرفت زنگ می زدم تو دل شب به حرم امام رضا علیه السلام به خدام می گفتم گوشی و بزارن سمت حرم و من عاجزانه اشک میرختم با ارباب رضا درد دل می کردم کلی اشک میریختم اما الان چی مثل اینکه قیامت من شده و محکوم شدم و به جهنم افتادم دارم میسوزم خدا هیچ راهی هم بجایی ندارم دلم خیلی پره و تنهام با کی درد دل کنم با کی حرف بزنم من قربونت برم خودت می دونی تمام آرزوم شده دور و برمو آماده کنی و منوببخشی و ببری دنیا برای من بی ارزش و بی هدف شده خسته شدم خدا تو الان داری اشکام و می بینی من قربونت برم چه شبایی رو که گریه نکردم واست چه شبا یی که ازت نخواستم که این دنیا رو با همه خوبیهاش میزارم منوببر پیشت اما نمی دونم چه گناهی کرده بودم که حرفام بهت نرسید می دونم تو همه جا هستی حتی الان تو وبلاگمم ننوشته حتی داری می خونی من فدای بزرگیت همه چی دست تویه این منم که عاجز و ناتوانم خدا می دونی من چی می گم ساده ترین راهی که به ذهن من میاد اینه که ببخشی منو و دور و برمو آماده کنی . حمایتشون کنی و منو ببری هر جا دلت خواست خودت می دونی تمام تلاش خودمو کردم خوب باشم در این راه پر خطر دنیا اگه خطایی هم از من سر زد سر دشمنی با تو نداشتم تو بزار پای ضعیف بودنم من فدای تو. تو جوادی منو ببخش من نه امشب همیشه ولی امشب بیشتر به تو پناه آوردم میشه دستامو بگیری آخه می دونی کسی رو جز تو ندارم کمکم کنه خدا من تو رو می خوام بهشتتم می دونی هرگز نخواستم من می خوام در سایه عرشت به آرامش برسم و هر کی روکه دلم می خواد بیارم اونجا پدرم مادرم برادر و خواهرهام و دوستانم دوستانی که دوستم دارن و من همیشه در همه حال نگرانشونم خدا چی کار می کنی برام من خسته و تنهام یادته وقتی بابا مو می زاشتم تو قبر دو رکعت نماز خوندم و بهت تو یه ارتباط قلبی گفتم بابام و تقدیم تو می کنم و میرم ولی بدون اون تنهاست و کسی رو نداره اون دنیا و منم تو این دنیا تنهام و کسی رو ندارم کمکمون کن خدا جونی من بازم می گم خیلی تنهام خیلی خستم بریدم از همه جا و تنها چشم به تو دوختم تنها به تو. دستام و بگیر مثل پدری که دست بچه شو محکم میگیره تو یه اتوبان تا بچه دستشو رها نکنه . دستام و محکم بگیر من قربونت برم خدایا بازم حرف دارم ولی بقیش بماند که الان دارم میرم به شهر مجاور که یه بقعه ست نمی دونم کیه ولی بهش میگن بی بی حوریه تو راهمه می خوام وقت اذان صبح اونجا باشم تا می تونم گریه کنم خدا می دونی چی می خوام دستامو بگیر کمکم کن تو کمکم نکنی کی کمکم کنه من فدای تو بشم . خدای من می تونم بهت بگم ؟ یا حق بنده ی عاصی تو اهورا ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/16ساعت 2:34 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/15ساعت 0:38 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/14ساعت 23:33 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/14ساعت 22:9 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/13ساعت 23:41 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
وجود تو تو دیگری خوشبختی تو میخواهم یکی تو و دیگری برای با تو موندن تا همیشه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/06/11ساعت 23:4 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/10ساعت 22:43 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/10ساعت 22:32 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/08ساعت 23:10 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/08ساعت 23:0 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/06/08ساعت 0:46 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/06/07ساعت 1:6 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
( چه زمانی است شما ما را و ما شما را ببینیم )
من خسته ام و شکسته پر و بالم ای حبیب کن یاریم که بال زنم در هوای تو
شما بازدید کننده ی محترم :
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/06ساعت 21:55 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
باز کن پنجره را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهارکنار هر شاخه هر برگ شمع روشن کرده است خاک جان یافته است بیا تا کنارهم باشیم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/06ساعت 21:8 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی پیش محبوبت جان سپردن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/06/06ساعت 1:11 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
را دوست دارد؟ من پرنده نيستم اما مدتهاست که دلم در قفس تنهايي محبوس است دستي کو تا اين قفس را بگشايد و پرواز را به من بياموزد؟ عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه گذاشتن سدي در برابر روديست که از چشمانت جاريست عمیق ترین درد زندگی این است که تو راست بگویی و تو را به دروغ پندارند عميق ترين درد در زندگي مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبي ست که به اسفناکترين حالت شکسته شود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/05ساعت 22:14 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو پاره ای از تن منی تو خود می دانی که دوری از تو روحم را می آزارد نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر هوای سرد اینجا را دوست ندارم مراعاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/05ساعت 14:34 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/05ساعت 2:32 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/05ساعت 2:0 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/06/05ساعت 0:18 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
به قبرستان عاشقان خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره؟! يک دفعه متوجه قلبي شدم که تازه خاک شده بود جلو رفتم برگهاي روي قبر را کنار زدم که براش دعا کنم واي چه مي ديدم!!! باورم نميشه اون قلب خودم بود که اون رو شکسته بودن خیلی دلم به حال خودم سوخت نشستم کنار قبرقلبم کلی گریه کردم الانم که از رویا در اومدم باز گریه هام بند نمیاد ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/03ساعت 22:36 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
** هو المحبوب**
دلم تنگ است ، در آسمان این شهر غریب ستاره ایسوسو نمی زند، تک درختی که از جنگل عشق در دلم باقی مانده بود، خشکیده... انگار کشتی شکسته سرنوشتم در ساحل اندوه پهلو گرفته است، انگار قطار آرزوهایم از پل حقیقت خارج شده و در اعماق نومیدی منفجر شده است. دستهایم سردند، دستهایم در افق آینده سردند... دریغ ...دریغ از اندکی خورشید . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/06/03ساعت 0:27 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/06/02ساعت 1:38 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
( زیبا ترین صورتها رو روزی به خاک می کشند ، یادمون نره )
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" الهی دیگر مگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم نمی دانم در بطن کدامین ثانیه های عمرم به آرامش خواهم رسید شاید هم ... در این سونامی تنهایی پر کشیدم ... نمی دانم ! آه و صد افسوس از این عمر گران همچنان هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" بازدید کننده ی محترم : سلام من اینجا تنها برای قوی آرزوی خیالم می نویسم قویی که وجود خارجی نداره و تنها زاده ی تخیل منه ... عکس ها ، آهنگ و نوشته ها همه شون تنها درد دل من با قوی آرزوی خیالم هستش ، آرزوها و خواسته هایی که با بدنیا اومدنم بر صفحه ی قلبم نقش بستن و همه شون تو همین دنیا دارن میسوزن و من ، تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بدر گاه خدای خوب و مهربانم گریه کنم ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" همیشه در ژرفای صلابت چهره اهورایی من اندوهی عمیق دیده میشود ، مثل اندوه مردان بزرگی که غم دوران را بر شانه های خود حس می کنند . این نیز بگذرد ، مهم نیست ، خدا که هست . """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" ...... مرداب تنهایی ...... مردی که ابرهای همه عالم مدام در دلش می گریند اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا |
| الهی و ربی من لی غیرک |
|
در محضر دوست بسم رب الفاطمه |
|
RSS
|