![]() |
![]() |
|
| شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است " که دست خلق به دامان آسمان نرسد |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/30ساعت 23:49 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/30ساعت 23:36 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
![]() ![]() ![]() ![]()
میلادامام رضا علیه السلام پناه همه
دل خستگان و حاجت مندان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/30ساعت 23:7 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/29ساعت 22:51 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/29ساعت 0:16 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/08/28ساعت 23:42 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/26ساعت 0:41 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/25ساعت 23:6 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/25ساعت 15:7 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/25ساعت 0:44 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/24ساعت 22:10 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/24ساعت 0:2 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت 14:16 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت 3:5 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/23ساعت 0:6 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/22ساعت 2:25 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/08/21ساعت 22:34 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/08/21ساعت 0:25 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/20ساعت 14:40 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/20ساعت 3:25 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/20ساعت 0:6 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/19ساعت 22:54 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/19ساعت 0:30 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/18ساعت 20:26 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/18ساعت 2:5 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/15ساعت 23:33 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن يک پريشاني است حرفش را مزن
چشم بردارم من از چشمان تو چشم هايم بي تو باراني است حرفش را مزن
بشکني قلب پريشان مرا دل شکستن کار آساني است حرفش را مزن
را بشکني اين شکستن نا مسلماني است حرفش را مزن رفتنت آغاز ويراني است حرفش را مزن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/15ساعت 20:38 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/15ساعت 12:37 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/15ساعت 2:17 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/13ساعت 22:56 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/11ساعت 23:1 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/10ساعت 19:32 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
بي تو بودن مثه مرگه مثه مردن توي خوابه عزيزم
تنهايي سخته مثه عشقه بي جوابه اما تو رفتي و حالا
ديگه هيچکي رو ندارم . مثه ابراي بهاري شب و روز
دارم مي بارم ميدونم عشقت بزرگه حتي از سرم زياده
ميدونم دلم کوچيکه طاقت درد و نداره اما عاشقي همينه
اولش خبر نمي ده واسه مردن پيش چشمات اون اجازه
نميگيره رفتي اما تاهميشه دل بهونتوميگيره بی وفایی
اما قلبم هميشه واست مي ميره ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/09ساعت 22:28 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/09ساعت 5:50 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
دیشب تا چهار صبح بیدار بودم مثل اینکه تمام کوههای دنیا رو رو سرم خراب کرده بودن خسته از همه عالم اومدم بخوابم تا طلوع صبح آنقدر تو خواب ناخواسته داد میزدم بیدارمیشدم . ترس تمام وجود منو گرفت خیلی از این دنیا ترسیدم . خدایا . معبود من . من خیلی تنهام تو خودت می دونی من تنها تو رو دارم دلت میاد عمرم بی حاصل هدربره من که همیشه هم از تو خواستم و هم تمام تلاشمو کردم که خوب باشم چرا اینجوری شد خدا چرا؟ خدا جونی . آخ خدا جونی با کودک درونم که هرگزسیاه نشده میخوام باهات حرف بزنما خدا جونی الله تیتی منو دوس داری ؟ من خیلی دوس دارمتا اگه قراره دنیا همیشه منوکتک بزنه دوس نارم اینجا بمونم بیا پیشم منو با خودت ببر دادا باباجونی من که پیش خودته . به مامانمم می گم با خدا می خوام برم یه جایی که پارک داره سرسره بازی داره تاب داره خلاصه خوش میگذره جایی که دیگه روحمو نمی زنن دیگه اسباب بازیهامو ازم نمی گیرن دیگه دعوام نمی کنن دیگه بهم نمی گن دیونه دیگه اونجا دل کوچولومو نمی شکنن اونجا میرم با کلی بچه های خوب بازی می کنم اونجا همهشون با محبت و خوبن نازم می دن دست به موهام می گشن بوسم می کنن خوام بیام قول میدم دلم نگیره هر وقتم گرفت مث یه بچه ی خوب میرم یه گوشه میشینم آروم گریه می کنم بعدشم اشکامو پاک کنمومیرم بازم بازی . اونجاست ازم مواظبت می کنه تا زمین نخورم . اونجا یه فرشته هایی هستن که بال دارن بهشون میگم دستامو بگیرن منو تاب بازی بدن ... ( معبودم به هر کسی که دوستش داری قسمت میدم تا از این بدتر نشده منو ببر به همون جایی که روزی ازش اومدم .) مرغ باغ ملکوتم نیم ازعالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند دربدنم زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا می رم آخرننمایی وطنم ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/09ساعت 2:22 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/08ساعت 2:51 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/06ساعت 22:25 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
به نام او که عهدش وفاست می توان از آب و نان
وزجان خود حتی گذشت . ممکن اما نیست مجنون
بود و از لیلا گذشت . عاشقان را خرقه ای پوشیدنی
جزچشم نیست . یا زخیر عشق یا می باید از دنیا
گذشت . مثل گل چاک گریبان باز کردن شرط
نیست . شمع باید بود در ایثار سرتا پا گذشت . سخت
می گیرد به حال خلق از بس زندگی بر نمی گردد به
دنیا هر که از اینجا گذشت . کشتی دریای غم ها
نیست جز آشفتگی موج باید بود تا بتوان از این دریا گذشت |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/06ساعت 1:56 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/05ساعت 23:53 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/08/04ساعت 22:46 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/02ساعت 23:32 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/08/01ساعت 0:46 توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
( زیبا ترین صورتها رو روزی به خاک می کشند ، یادمون نره )
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" الهی دیگر مگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم نمی دانم در بطن کدامین ثانیه های عمرم به آرامش خواهم رسید شاید هم ... در این سونامی تنهایی پر کشیدم ... نمی دانم ! آه و صد افسوس از این عمر گران همچنان هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" بازدید کننده ی محترم : سلام من اینجا تنها برای قوی آرزوی خیالم می نویسم قویی که وجود خارجی نداره و تنها زاده ی تخیل منه ... عکس ها ، آهنگ و نوشته ها همه شون تنها درد دل من با قوی آرزوی خیالم هستش ، آرزوها و خواسته هایی که با بدنیا اومدنم بر صفحه ی قلبم نقش بستن و همه شون تو همین دنیا دارن میسوزن و من ، تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بدر گاه خدای خوب و مهربانم گریه کنم ... """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" همیشه در ژرفای صلابت چهره اهورایی من اندوهی عمیق دیده میشود ، مثل اندوه مردان بزرگی که غم دوران را بر شانه های خود حس می کنند . این نیز بگذرد ، مهم نیست ، خدا که هست . """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""" ...... مرداب تنهایی ...... مردی که ابرهای همه عالم مدام در دلش می گریند اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا |
| الهی و ربی من لی غیرک |
|
در محضر دوست بسم رب الفاطمه |
|
RSS
|