تبليغاتX

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد " بی حسرت از جهان نرود هیچ کس بدر " الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

مرداب تنهایی
شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است " که دست خلق به دامان آسمان نرسد
شب یلدات بی من خوش عمر من :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 19:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چی بگم چیگار کنم دلم تنگه ... میترسم :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 19:19  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام بحق امک الفاطمه سلام الله علیه اغثنی

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 18:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چیکار کنم خدایا :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 16:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

عید سعید قربان

 

بر همه عاشقانی که تا حال خانه امن خدا رو زیارت نکردن و مشتقاق

 

زیارت خانه خدا هستند و قلبهای پاکشون خود حریم امن یاد خداست

 

تبریک میگویم .

 

                                                      " اهورا بارانی "

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 13:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بی تو تنها لحظه ها را گریه می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت 23:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
داری از من نمینویسی تا بگم دوستم نداری :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/28ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خیلی خسته ام ای داد و بیداد :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/27ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چشمای بارونی من داره امشب به آسمان بارونی شهرمون کمک میکنه  :(( 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 1:45  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کجا برم من خدا دارم دور خودم  می پیچم طاقت ندارما خدا ااااا :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/26ساعت 0:45  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
اغثنی یا الله . :(( خدای من دستامو ببین کمک :((
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 23:42  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
میمیرم من خدا ااااا اااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااااااا :((
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 23:16  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
با رفتنت تمام ابرهای دنیا رو به من هدیه کردی . واقعا رفتی تو ؟ :((  نه   نه ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من کوچک شما . شما که بزرگوار میدونستی خودتو چرا اینجوری کردی ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یادمان باشد اگر دل اهورا رو شکستیم منتظر مرگش باشیم . :((
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
..............
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 5:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 1:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دوستت دارم تا ته ی تمام دوست داشتنها
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
لعنت به این فاصله ها لعنت به این شکافها :((
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/24ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
عشق یعنی تو :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 23:25  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا مقلب القلوب والابصار انت دلیل المتحیرین وانا المتحیر اغثنی یا الله :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 4:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش انگشتم رو لبات می لغزید کاش ... خدا من مردما :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
عمر من به ارواح رفته هامون خیلی خسته شدم :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 23:55  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خیلی خسته شدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دلم برای خودم میسوزه . خدا جونی بیام دیگه آفرین خدا ببین دارم منت میکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/22ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خسته شدم خدا ااااا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 23:45  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
الهی بحق خوبات دیگه بسه نمیتونم نمیخوام بمونم خدایا ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 23:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
عرض ارادت محضر مرتضی علی علیه السلام . آقایی خاک نشین کوی توام . 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 14:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تنها ترین نام آشنای دل و زبانم تنهام نزار تو رو خدا ... :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 4:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آنکه بی تو از جان خود سیر است منم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بیا با من که فردایی نمی ماند :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/21ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
:(( :(( :(( :(( :(( ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 22:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش لا اقل از کفشهات وفا رو یاد میگرفتی عمر من ... 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 14:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
وقتی نیستی غم دنیا توی قلبم میشینه
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 0:45  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا جواد الائمه پناه بی پناهان اغثنی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/20ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دارم که فریاد میزنم دوستت دارم
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 21:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
ای تنها ترین موجودی که تنها برای تو آغوشم بازه تا همیشه و لا غیر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 13:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من تنها تورو میخوام ممممم ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دلم میگیره و کاری از دستم بر نمیاد برا خودم انجام بدم . خدا ااااا
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 13:13  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدایا ااااا :(( خسته شدم بزار ب ... 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت 23:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
پنجره ی چشم من واسه عشق ورزیدن به تو زیباست عمر من 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت 4:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدا جون من . هر کجا هست باشد او مال من است . مگه نه ؟ خدا آخ خدا ( گریه و گریه وای برمن بازم گریه )
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/17ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش رویا نبود . چشامم کاش خیس نبودن اگه هم بودن انگشتان تو هم می بودن
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 23:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خواهم که در آغوش تو جان دهم از تو اثری نیست ...
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 1:25  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دارم داغون میشم ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 1:21  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بی تو نفسهامم دارن کم کم تنهام میزارن باور کن . جون دوتا مون باور کن
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/15ساعت 0:21  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بی تو تنهام با تو دور از همه غمهام
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 23:55  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یارم کو اون نازنین نگارم کو . باور نمی کنم نه   نه ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/14ساعت 2:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چنان دلگیرم از تو که نفسم بالا نمیاد 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 23:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدای من دارم صدات میزنم با تمام نامهای پاکت ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/13ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدا ااااا اااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااااااا 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 0:45  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بی تو نمیشه موند بخدا ااااا ( گریه و همش گریه و گریه و گریه )
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/12ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چشمای بارونی من ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/11ساعت 14:52  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تو ماندگاری در دلم بارها گفته بودم نگفته بودم ؟ گفته بودم ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/11ساعت 1:10  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
ساعتها و دقیقه ها و ثانیه ها هم مثل من بیقرارن عمر من ...
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/10ساعت 23:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چرا آخه عمر من ... چرا ااااا ( گریه و همش گریه )
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/10ساعت 1:7  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
شانه هایت را برای با تو بودن دوست دارم ... 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/10ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بین منو تو فاصله طاقت من خیلی کمه عمر من ...
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
... چه گرم دوستت دارم ... ..............................

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 22:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
نه . نه این قرارمون نبود نه . نه ... ( گریه و گریه ) ... 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
مهربان من ... ..............
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/09ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدایا . خدا جونی من ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 23:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدا ااااا .......................................................
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 14:26  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
فراموشم نکن تویی تنها دلیل بودن من فراموشم نکن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 1:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یادم آرد با تو بودن با تو و بی تو نبودن ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/07ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دارم  میسوزم از ...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 23:57  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
شانه هایت را به من بخشای که تا قدری بگریم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 9:9  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
در فراق تو آنچنان میگریم که اقیانوسها خشک شوند ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 23:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یه وقت هر دومون می بینیم که چقدر زود همه چیز دیر شده است ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 23:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدا ااااا اااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 1:52  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
... بیاد آسمونی که منو از چشم تو میدید ...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/05ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چی بگم ! ... ..............................

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/04ساعت 23:48  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
به خاطر خدا نرو . روحت همیشه پیش منه یادت رفت روح منو با خودت ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/04ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدا ااااا اااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااااااا 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من چقدر بهت گفتم که من بی تو ... نگو نگفتم بهت گفتم ...
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 22:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من بی تو میمیرم ... عمر من  
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 10:10  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تو بودی و من انتظار کوچه به کوچه ...
+ نوشته شده در  شنبه 1386/09/03ساعت 0:45  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/02ساعت 22:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/02ساعت 17:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/02ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
( زیبا ترین صورتها رو روزی به خاک می کشند ، یادمون نره )

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
الهی دیگر مگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم
نمی دانم در بطن کدامین ثانیه های عمرم به آرامش خواهم رسید
شاید هم ... در این سونامی تنهایی پر کشیدم ...
نمی دانم ! آه و صد افسوس از این عمر گران
همچنان هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم ...
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

بازدید کننده ی محترم : سلام

من اینجا تنها برای قوی آرزوی خیالم می نویسم
قویی که وجود خارجی نداره
و تنها زاده ی تخیل منه ...

عکس ها ، آهنگ و نوشته ها همه شون تنها درد دل من با قوی آرزوی خیالم هستش ، آرزوها و خواسته هایی که با بدنیا اومدنم بر صفحه ی قلبم نقش بستن و همه شون تو همین دنیا دارن میسوزن و من ، تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بدر گاه خدای خوب و مهربانم گریه کنم ...

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
همیشه در ژرفای صلابت چهره اهورایی من اندوهی عمیق دیده میشود ، مثل اندوه مردان بزرگی که غم دوران را بر شانه های خود حس می کنند . این نیز بگذرد ، مهم نیست ، خدا که هست .

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
...... مرداب تنهایی ......

مردی که ابرهای همه عالم مدام در دلش می گریند


اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
الهی و ربی من لی غیرک
در محضر دوست
بسم رب الفاطمه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 

حرفهای ما هنوز ناتمام ؛ تا نگاه می کنی ؛ وقت رفتن است ؛ باز هم همان حکایت همیشگی ؛ پیش از آن که با خبر شوی ؛ لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود ؛ آی ... ؛ ای دریغ و حسرت همیشگی ؛ ناگهان چقدر زود دیر میشود . ::: مرد همیشه بارانی ؛ اهورا