تبليغاتX

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد " بی حسرت از جهان نرود هیچ کس بدر " الا شهید عشق به تیر از کمان دوست

مرداب تنهایی
شکوه گنبد نیلوفری از آن سبب است " که دست خلق به دامان آسمان نرسد
یا غیاث المستغثین یا حبیب القلوب الصادقین و یا اله العالمین
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 21:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من به فدای شما اهل البیت پیامبر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 2:18  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
رقیه جان رقیه جان چیه خانمی . خدا اشکهاشو ببین خدا اااااااااااااا 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/30ساعت 1:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا بقیه الله
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 23:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا فاطمه الزهرا تسلیت مادر جان
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 20:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا حضرت رقیه سلام الله علیه اغثینی
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 20:18  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
سلام و درود خدا بر خانم زینب کبری سلام الله علیه 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 18:18  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا باب الحوایج یا ابوالفضل العباس علیه السلام
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 18:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آخ فـــــرات آخ فـــــرات
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 18:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم



اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ

* * * * * *
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا

رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى

بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ

فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه

سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ

بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كندو فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام

الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ

كشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب

مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلى

براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر

جَميعِ اَهْلِالاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى

همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر

جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

همه اهل آسمانها پس خدا لعنت كند مردمى را كه ريختند شالوده ستم و بيدادگرى

عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَاَزالَتْكُمْ عَنْ

را بر شما خاندان و خدا لعنت كند مردمى را كه كنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور كردند شما را از

مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ

آن مرتبه هائى كه خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت كند مردمى كه شما را كشتند و خدا لعنت كند

الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ

آنانكه تهيه اسباب كردند براى كشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما

وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ

از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم

سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ

با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با هر كس كه با شما در جنگ است تا روز قيامت و خدا لعنت كند خاندان زياد

وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ

و خاندان مروان را و خدا لعنت كند بنى اميه را همگى و خدا لعنت كند فرزند مرجانه (ابن زياد) را و

اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ

خدا لعنت كند عمر بن سعد را و خدا لعنت كند شمر را و خدا لعنت كند مردمى را كه اسبها را زين كردند و دهنه زدند

وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ

و به راه افتادند براى پيكار با تو پدر و مادرم بفدايت كه براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از

الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ

آن خدائى كه گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو كه روزيم گرداند خونخواهى تو را در ركاب آن امام

مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى

يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله خدايا قرار ده مرا

عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَبا

نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت اى ابا

عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ

عبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه

وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ

و حسن و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از كسى كه با تو مقاتله كرد و

نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ

جنگ با تو را برپا كرد و به بيزارى جستن از كسى كه شالوده ستم و ظلم

عَلَيْكُمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَبَنى

بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از كسى كه پى ريزى كرد شالوده اين كار را و پايه گذارى كرد

عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعلى اَشْياعِكُمْ بَرِئْتُ

بر آن بنيانش را و دنبال كرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما بيزارى جويم

اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَمُوالاةِ

بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى

وَلِيِّكُمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَالنّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ

دوستان شماو به بيزارى از دشمنانتان و برپا كنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى

مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ

از ياران و پيروانشان من در صلح و سازشم با كسى كه با شما در صلح است و در جنگم با كسى كه با شما

حارَبَكُمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاكُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداكُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى

در جنگ است و دوستم با كسى كه شما را دوست دارد و دشمنم با كسى كه شما را دشمن دارد و درخواست كنم از

            خدائى كه

اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ

مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم كند بيزارى جستن از دشمنانتان را

اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ

به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام

صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ

راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت و از او خواهم كه برساند مرا به مقام پسنديده شما

عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]

در پيش خدا و روزيم كند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى ( به حق )

مِنْكُمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى

كه از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى كه شما نزد او داريد كه عطا كند

بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها

به من بوسيله مصيبتى كه از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را كه مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى كه ديده

           براستى چه

وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ

مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا

اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ

چنانم كن در اينجا كه ايستاده ام از كسانى باشم كه برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ

خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آكِلَةِ

محمد و آل محمد خدايا اين روز روزى است كه مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن

الاَْكبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَلِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ

جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (كه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت كه درود خدا بر او

وَآلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ

و آلش باد در هر جا و هر مكانى كه توقف كرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ

خدايا لعنت كن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را كه لعنت بر

اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ

ايشان باد از جانب تو براى هميشه و اين روز روزى است كه شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر كشتنشان

الْحُسَيْنَ صَلَواتُاللَّهِ عَلَيْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ

حضرت حسين صلوات اللّه عليه را خدايا پس چندين برابر كن بر آنها لعنت خود

[
الاَْليمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا

و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى كه هستم

وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ

و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان

نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ # پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ

پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد * * * * * * * * * * * خدايا لعنت كن نخستين

ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اَللّهُمَّ

ستمگرى را كه بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين كسى كه او را در اين زور و ستم پيروى كرد خدايا

الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ

لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسين عليه السلام و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند

عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا

براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها را * * * * * * * * * سلام بر تو اى

اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ

ابا عبداللّه و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد

[
اَبَداً] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى

هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار

لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى

زيارت من از شما سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر

اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ # پس مى گوئى : اَللّهُمَّ خُصَّ

فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين * * * * * * خدايا مخصوص گردان

اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ

نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز كن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را

اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ

خدايا لعنت كن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت كن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را

وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى

و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا

يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ

روز قيامت * * * * * * * * * * * * * خدايا مخصوص تو است ستايش

الشّاكِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى اَللّهُمَّ

سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم خدايا

ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ

روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت

مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ

با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 17:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آقا من تا همیشه فدات شم حسین جان
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 17:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

 یا ابا عبدالله با بی انت و امی و نفسی

 

فهرست اسامی شهدای کربلا

 

الف-بني هاشم:



فرزندان اميراالمؤمنين(ع):



1-ابوبكربن علي(شهادت او مشكوك است). 2-جعفربن علي. 3-عباس

 بن علي(ابولفضل) 4-عبدالله بن علي. 5-عبدالله بن علي العباس بن

 علي. 6-عبدالله بن الاصغر. 7-عثمان بن علي. 8-عمر بن علي. 9-

محمد الاصغر بن علي. 10-محمدبن العباس بن علي.


فرزندان امام مجتبي(ع):


11-ابوبكربن الحسن. 12-بشربن الحسن. 13-عبدالله بن الحسن. 14-

القاسم بن الحسن.



فرزندان امام حسين(ع):



15-ابراهيم بن الحسين(آورده است). 16-عبدالله الرضيع(شير خوار).

 17-علي بن الحسين الاكبر.

فرزندان عبدالله بن جعفر همسر حضرت زیبنب سلام الله

18-عبدالله بن عبدالله بن جعفر. 19-عون بن عبدالله بن جعفر. 20-

محمدبن عبدالله بن جعفر.

فرزندان عقيل:

21-جعفر بن عقيل. 22-عبد الرحمان بن عقيل. 23-عبدالله الاكبر بن

عقيل. 24-عبدالله بن مسلم بن عقيل. 25-عون بن مسلم بن عقيل. 26-

محمد بن مسلم بن عقيل. 27-مسلم بن عقيل. 28-جعفربن محمد بن

 عقيل. 29-احمد بن محمد بن الهاشمي.



ب-ياران امام حسين بن علي(ع):

*1-ابراهيم بن الحضين الاسدي * 2-ابوالحتوف بن الحارث الانصاري *

3-ابو عامر النهشي *4اسلم التركي(خدمتگذار امام) *5-ادهم بن اميه

 العبدي *6-اميه سعد الطاعي *7-انس بن الحارث الكاهلي *8-انيس بن

 معقل الاصبحي *9-بريربن خضيرالهمداني *10-بشر بن عبدالله

الحضرمي *11-بكربن حي التيمي *12-جابر بن الحجاج التيمي *13-

حبله بن الشيباني *14-جناده الحارث الهمداني *15-جناده بن كعب

الانصاري *16-جندب بن حجير الخولاني *17-جون(خدمتگذار ابوذر

 غفاري) *18-جوين بن مالك التيمي *19-الحارث ابن امرء القيس

 الكندي *20-الحارث بن بنهان *21-الحباب بن الحارث 22-الحباب بن

 عامر الشعبي *23-حبشي بن قيس النهمي *24-حبيب بن مظاهر(يا

مظهر) *25-الحجاج بن بدر السعدي *26-الحجاج بن مسروق الجعفي *

27-الحر بن يزيد الرياحي *28-الحلاس بن عمروالراسبي *29-حنظله

 بن اسعد الشامي* 30-حنظله بن عمرو الشيباني *31-رافع مولي مسلم

 الازدي 32-زاهر بن عمرو الكندي *33-زهير بن بشر الخثعمي *34-

زهير بن سليم الازدي *35-زهير بن القين البجلي *36-زياد بن عريب

 الصادي 37-سالم مولي بني المدينه الكلبي *38-سالم مولي عامر العبد

 *39- سعد بن الحارث الانصاري *40-سعد،مولي غلي بن ابي طالب *

41-سعد مولي عمرو بن خالد *42-سعيد بن عبدالله الحنفي *43-سلمان

 بن مظارب الجبلي *44-سليمان مولي الحسين(ع) *45-سوار بن منعم

النعمي *46-سويد بن عمرو بن ابي المطاع *47-سيف بن الحارث

الجابري *50-شوذب مولي بني شاكر *51-الضرغامه بن مالك *52-

عائذ بن مجمع العائذي *53-عابس بن ابي شبيب الشاكري *54-عابر بن

 حساس بن شريح 55-عامر بن مسلم العبدي *56-عباد بن المهاجر

 الجهني *57-عبدالاعلي بن يزيد الكلبي *58-عبدالرحمن الارحبي *59-

عبدالرحمن بن عبد ربه الانصاري *60-عبدالرحمن بن عروه الغفاري *

61-عبدالرحمن بن مسعود التيمي *-62-عبدالله بن ابي بكر *63-عبدالله

بن بشر الخثمي *64-عبدالله بن عروه الغفاري *65-عبدالله بن عمير بن

حباب الكلبي *66-عبدالله بن يزيد الكلبي *67-عبدالله بن يزيد الكلبي *

68-عقبه بن سمعان *69-عقبه بن الصلت الجهني 70-عماره بن صلخب

 الازدي *71-عمران بن كعب بن حارثه الاشجي 72-*عمار بن حسان

الطائي 73-عمار بن السلامه الدالاني *74-عمرو بن خالد عبدالله

الجندعي *75-عمرو بن خالد الازدي *76-عمرو بن خالد الصيداوي *

77-عمرو بن قرظه الانصاري *78-عمرو بن مطاع الجفي *79-عمرو

 بن جناده الانصاري *80-عمرو بن ضبيعه الضعبي *81-عمرو بن

 كعب،ابو ثمامه الصائدي *82-قارب مولي حسين(ع) *83-قاسط بن

زهير التغلبي *84-القاسم بن حبيب الازدي *85-كردوس لتغلبي *86-

كنانه بن عتيق التغلبي *87-مالك بن دودان *88-مالك بن عبدالله بن

 سريع الجابري *89-مجمع الجهني *90-مجمع بن عبدالله العائذي *91-

محمد بن البشير الحضرمي *92-مسعود بن الحجاج التيمي*93-مسلم بن

 عوسجه الاسدي *94-محمد بن كثير الازدي *95-مقسط بن زهير

 التغلبي (احتمالآ مقسط بن عبدالله بن زهير) *96-منجح،مولي الحسين

(ع) *97-الموقع بن ثمامه الاسدي *98-نافع بن هلال الجملي *99-نصر

 *100-النعمان بن عمرو الراسبي *101-نعيم بن عجلان الانصاري *

102-واضح الرومي مولي الحارث السلماني *103-وهب بن حباب

 الکلبي *104-يزيد بن ثبيط العبدي *105-يزيد بن زياد بن مهاصر

 الکندي *106-يزيد بن مغفل الجعف



حال اگر افراد بني هاشم را به اين عدد بيافزاييم ، شمار شهداي کربلاء

به 136 نفر خواهد رسيد. و با ذکر نام قيس بن مسهر صيداوي ، عبدالله

 بن بقطر و هاني بن عروه شمار شهداء کربلا از آغاز ماجرا تا پايان

139 نفر خواهد بود.

منبع : تاریخ کربلا در یک نگاه ( گرد آورنده : آیت الله خوانساری )

 من با دیدن تعداد شهدای کربلا

 این بفکررسیدم که تعداد نقل شده تواین پست که سندشم آوردم ۱۳۹ نفر

 بودن میدونید جالب چیه یا حسین به حروف ابجد میشه ۱۳۹ . خدایا تو

 این عالم چه خبره نکنه امام زمان ما بیاد و من لیاقت نداشته باشم در

 رکابشون باشم خدایا من قربونت برم کجا بودمو و چی شدم خودت

 دیدی تو این شبها چقدر دست نیاز مو به سمتت دراز کردم گفتم بگیر

 محکم بگیرش تو رو قسمت میدم به این شام غریبان رقیه منو به رقیه

 خانم ببخش خسته شدم خدا خسته شدم خسته خسته خسته خسته خسته

 کمک الله کمک ...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 17:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا عباس بن علی بحق علی ادرکنی آقا جون :((
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 15:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
حسین جان من فدای اشک چشمات آقایی برات بمیرم من
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 11:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آقا من برات هزاران بار بمیرم
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 23:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
سلام بر ان آقایی که در رشادت نظیر نداشت
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 10:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

جانب فدات مولا نا العباس علیه السلام

 یا کاشف الکرب ان وجه الحسین

 

علیه السلام اکشف کربی بحق

 

اخیک الحسین علیه السلام

تو رو خدا یه نگاه کنید ببینید آب چی داره میگه :

میگه آقای من عباس جان اگه نذاشتن شما برای

خانواده ی پاک و معصومتون آب ببرید من خودم

اومدم .روحی فداک مولا نا العباس علیه السلام

الان میگن اگه بخواید به سرداب مقدسش برید از در

و دیوارش آب میزنه بیرون آب دور قبر مطهرش به

یک زیبایی خواصی می چرخه .

آقایی من همون عبد شرمندم آقا تو همین ساعت شما

 رو قسم میدم وقتی که من مردم به مادرتون خانم

حضرت فاطمه زهرا سلام الله که هزاران بار جان

 بی مقدارم فدای خاک چادرشون  شما که مثل

 عموتون جناب جعفر طیار دوبال پرواز دارید من هر

 جای حکومت خدا بودم منت بزارین و بیان تا من

 خاک قدومتون رو سرمه چشمام کنم و دست منو

 بگیرید با خودتون ببرید .

من بدم اما دوست دارم کنار شما باشم .

بحق اخیک الحسین علیه السلام اشفع لی .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 5:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا باب الحوایج یا مولا نا العباس علیه السلام
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 1:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم الی یوم القیامه
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/28ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
:((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 2:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
ارباب آقایی دلمو نگاه تو که می تونی ببینی آقای من ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/27ساعت 0:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من نگفتم تو ماندگاری در دلم عمر من ؟ ! :(( 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 1:31  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دلم خیلی گرفته آخ خــــــــــــــــــــــــــــــدا :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
السلام علیک یا ابا عبدالله
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/26ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 2:31  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
.......................................................... :((

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 1:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آقا جان من قربونت برم بیا این دستام محکم بگیر ... :((

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/25ساعت 1:18  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یکی نیست بیاد این دستای نیاز منو بگیره ؟ ! خدا  آخ خدا ... :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/24ساعت 1:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا سریع الرضا :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/24ساعت 1:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/24ساعت 1:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خسته شدم آقا خسته شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/23ساعت 23:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
یا ابا عبدالله
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 21:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آی خدا ...

 خدایا کلی برات نوشتم همش پرید حتما نمی خواستی حرفای بندت با خودت روکسی بشنوه  ای من قربون مهربونیات بشم . باشه فقط بدون چی میخوام ... 

 گوش زمین به ناله من نیست آشنا

                                     من طایر شکسته پر آسمانیم

                                                       

                     

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 7:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
:((
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
 باید گ ؟ ا ؟ ت ؟ گ ؟ ش ؟ و ؟ ف ؟ :((
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 0:20  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
مهربون آقا . شما ارباب منید کمکم کنید من فدای مهربونیهات ... :(( 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
حسرت دیدار ... :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/21ساعت 13:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدای من ... :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/21ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آقای دوعالمم : در صلحم با آنکه با شما در صلح باشه و در جنگم با هر که با شما در جنگ باشه تا  روز قیامت

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/21ساعت 1:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
درد عشقی کشیدم که مپرس ... :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/20ساعت 4:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
السلام علیک یا ابا عبدالله

یا ابا عبدالله جان عالم بفدایت

        گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی

        با قلم در آه واندوه حبابی بر لب دریا کشید

        گفتمش تصویری از با وفا همدم را بکش

        عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید

        گفتمش بر روی کاغذ از وفا تصویرکن

        در بیابان بلا تصویری از سقا کشید

        گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم

        گریه کرد آهی کشید و زینب کبری کشید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/20ساعت 0:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدایا ... :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/19ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بی تو خیلی سردمه تو ماه مردادم باشم میگم بی تو عمر من سردمه ... :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/17ساعت 1:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خسته شدم خدا خسته ... :((
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/16ساعت 23:18  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کلبه ای پر از من و تو از من و تو ما بسازیم ... :((

 

کردم زناله منع دل خویش را

                                    انداختم به روز جزا کار خویش را

عیب تو نیست پیش تو گر قدر من کم است

                                    خود کرده ام پسند خریدارخویش را

 

یکشنبه 16 دی1386 ساعت: 1:12

توسط:من

خوبه که آدم یه کم شعور داشته باشه . اینجا که می دونی کجاست نه؟ وسط قبرستون و......... یاد من کردی که با تو اونجا باشم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!1 با دشمنام اونجا باش.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

این برف ها حاصل اون اشکهای هستن که من به پات ریختم و تو رفتی سردشون شده دارن برف میبارن :((

 

( این سومین باره که مینویسم  و برق میره نوشته هام می پرن )

 

یه لحظه رفتم بیرون تو حیاط افتادم ساق پای راستمو شکستم  الان خونش وایستاده

 

دیشب داشت برف می اومد دلم خیلی گرفته بود  خیلی زیاد . تو دلم با تو حرف می زدم و  از

 

 آرزوهام میگفتم و عمر من عمر من میکردم . کلی هم با خدا حرف زدم و نالیدم و اشک ریختم

 

 واومد م روی این عکس واست نوشتم وهیچ توجه به خودعکس نکردم تمام تمرکزم بروی کلبه اش

 

 بود و آرزوی بودن من و تو توی کلبه تا بشیم ما و یاد خدا که به همین خاطر نام مقدسش رو

 

 نقش بروی بالاترین نقطه کلبه کردم . اصلا متوجه ی دورو بر کلبه نبودم . این اشتباه که چیزی

 

 نیست . همش تو این سه بار که نوشته هام ثبت نشد این تو ذهنم می اومد و نمی نوشتم اما حالا

 

می نویسم : اهل دنیا نیستم روزگارم خوب نیست تکه قلبی دارم و خرده هوشی سر سوزن امید .

 

 و خدای که در این نزدیکی است ... داشتم می گفتم : این اشتباه که چیزی نیست تو این روزها

 

چای میریزم بجای بستن پیچ سماور پیچ گاز رو می بندم و بعد ریختن آب جوش رو دستم متوجه

 

 میشم و یا میرم بیرون جلو ی مردم میخورم زمین و یا افتادن همین چند روز پیش از پله ها . هر

 

 جا میرم نمی دونم کجا هستم یه لحظه به خودم میام میبینم که  در چه حالیم . من شبا دیگه اصلا

 

خواب ندارم و به پشت نمی تونم بخوابم چون قلبم از پشت میگیره . الان چند روز سمت چپ بدنم

 

 بی حسه . همش میگم خدایا تو خودت میدونی من به جز تو کسی رو ندارم و همش گریه ...

 

نکنه فلج شم بیفتم یه گوشه اگه برای رفتن باشه مهم نیست من آماده ام خودت میدونی . دیشب با

 

دیدن اون نوشتت خیلی ناراحت شدم مغزم قفل کرد کلی حرف و سوال تو مغزم رژه رفتن که تو

 

 میدونی من همیشه برای تو آرزوی خوشبختی دارم اصلا من به این روز افتادم برای اینکه تو

 

اینو به من فهموندی که من خیلیییی برای تو کمم و من هم تنها میسوزم و دم نمی زنم تا تو

 

خوشبخت شی پس چرا ؟ ...

 

میگن یه روز زنهای مصر شروع کردن به ملامت زلیخا که تو چرا عاشق یوسف هستی وووو

 

 زلیخا یک روز زنهای مصر رو جمع کرد توی دستشون ترنج داد و در همین حین یوسف رو از

 

 

اتاقی که زنها حضورداشتندعبورداد تا چشم زنها به یوسف خورد ودرحال پوست کندن ترنج بودن

 

دستاشو نو بریدن و اصلا متوجه نشدن میخوام بگم من هم آنقدر محو توام که به خیلی چیز ها

 

توجه ندارم کلی دلم این روزها گرفته و بدرد میاد اما همش به خودم میگم نه ... یه روز مجنون

 

فهمید خونه زلیخا آش میدن . یه ظرف برداشت داد دست یکی گفت برو به زلیخا بگو این ظرف

 

 مال مجنونه و آش میخواد . اما تا زلیخا اسم مجنون رو شنید جلو جمعیت ظرف رو کوبید زمین

 

 و شکست . اونی که رفته بود برای مجنون آش بیاره خیلی ناراحت از این وضع برگشت پیش

 

مجنون و گفت مجنون جان  این لیلی که تو عاشقش هستی تا اسم تو رو شنید بهت آش نداد که

 

هیچ ظرفت رو هم شکست ... ! مجنون تنها یه چیزی گفت : اگر او را نبودش هیچ میلی " چرا

 

ظرف مرا بشکسته لیلی ؟ ...

 

نمی دونم نمی دونم نمی دونم ... خدایا مرهمی . و اما کاری که تو از روی عجول بودنت و فکر

 

نکردن در مورد حس هایی که از من سراغ داری رو باید انجام بدی من انجامش میدم . عمر من 

 

به خاطر توجه نداشتن  بدلیل محو بودن در ذهنم که داییم محو تماشای توام منو ببخش . و خدا

 

انشا الله دشمنانت رو هدایت  کنه و زنده بمونن تا خوب شن اما در مورد من دعا ی تو رو

 

مستجاب کنه .

 

امین یا رب العالمین .

 

 

اللهم عجل لوفاتی . """ اهورا همیشه بارانی """ ۱۶/۱۰/۱۳۸۶.... 20:30:14

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/16ساعت 1:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دوستت دارم خیلی زیا د ... :(( 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 5:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تنهام نذار ... ن م ی م و ن م ... باور کن :(( 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
 آی زندگی سیرم ازت ... :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 19:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
باز میگردی ولی ... از من اثری نیست بدان روز عزیز ... :(( 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 7:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
شیفتگان پرواز میل خزیدن نیست . خدایا مرهمی ... :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش این مرداب میمیرد :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
عشق یعنی با تو موندن با تو بودن در وجود تو شکفتن ... :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 5:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
معبودا به داده ها و نداده هات شکر . 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 3:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدایا ... :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
بگذار اشک شوق چشمانم را ببینی :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 0:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
عزیزمی . بی رحمی ولی عزیزمی :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/13ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدا میخوام بیام کمکم کن ... :(( بیام بیام بیام من قربونت برم خدا جونی بیام دیگه :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/12ساعت 4:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تو منو محکوم به چه جرمی کردی ؟ ... دلت اومد ؟ ... :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/12ساعت 1:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دارم میسوزم از نیرنگهای تو ... دارم میسوزم ... :((

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/12ساعت 0:55  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
احساس بدی دارم ... کلی حرفم تو دلم داره وول میخوره ... :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
باورم کن باورم کن باورم کن تا دیر نشده ... باورم کن ... :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت 4:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
زشت ترین رفتار : همین رفتار توست ... :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خوش خبر باشی اما اما گرد بام و بر من بی ثمر می گردی :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/11ساعت 0:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

آغاز سال ۲۰۰۸ میلادی تبریک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 23:55  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش ... :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 14:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
اگه قلبو له کردی زیر پاهات به فدای خاک راهت :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 5:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تو تنها آرزوی منی عمر من :((

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 2:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دوستتدارم خوب به توان همه ی دوست داشتن های دنیا عمر من :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش دل تو هم در آسمان چشم من پرواز میکرد :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 1:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
وقتی که :(( دلم تو رو میخواد کجایی عمر من :((
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 0:50  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تنهایی خیلی سخته این رو همه ی موجودات عالم میدونن عمر من :(( 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/10/09ساعت 0:35  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
عمر منی :((
+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08ساعت 23:19  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

دلم بد جوری گرفته یا علی مددی

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08ساعت 17:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

 

جان عالم به فدایت یا علی علیه السلام

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08ساعت 2:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

اللهم کل ولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه وعلی ابائه ...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

خدایا لعنت کن اولی و دومی و دومی و دومی و سومی را الی یوم القیامه :((

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

الحمد الله رب العالمین بولایتک علی ابن ابیطالب علیه السلام

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/08ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

جان بی مقدار من فدایت آقای مهربان :((

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 23:55  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 

اشهد ان علی ولی الله

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 23:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
شب عیدی دلم خیلی گرفته ست کوله باری از حرفای نگفته ام که تو دلم مونده :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 22:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دوستت دارم چون دوستت دارم :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 22:18  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من عاشقتم دوستتم دارم براتم میمیرم :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 22:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دوستت دارم این جمله ی همیشگی منه دوستت دارم ... :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 22:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آخه دوستت دارم عمر من . ای خدا بهش بگو دوستش دارم :(( 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 9:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من دارم میشکنم خدایا منو ببر یه جای که بتونم برا همیشه بشینم گریه کنم :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 3:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
روزی این فاصله ها هم تموم میشه و آنوقت من خیلی دورم دور ... :((

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 2:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
تنها فرشته ی قلبم بال پرواز منو ازم نگیر تو رو خدا :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من خیلی تنهام من خیلی بدبختم ممممممممممم :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
دلم گرفت ای همنفس ... :((
+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/07ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من راضیم که امشب  منو ببریا خدا آی خدا :((
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/10/06ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
خدایا منو تو که بیداریم یه چیزی بگو قربونت برم :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 4:0  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
حالم خرابه یه روزی بیاد که اثری ما نباشه من چه جوری طاقت بیارم خدا :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 1:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من فدایت تو برایم . تو برایم من فدایت ... :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 0:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
اضطراب و نگرانی و گریه و بازاضطراب و نگرانی و گریه ... :((
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
من نمی خوام آرزوی با تو بودن رو به گور ببرم زوره مگهههههه :(( 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 23:40  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
چقدر بگم خسته ام بخدا خستم :(( 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 23:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
آرزویم با تو بودن . با تو بودن با تو موندن :((

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 3:30  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
کاش سرنوشت اصلا اسم منو نمی نوشت :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 1:5  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
جاده ایی که بی تو برم  معلومه آخرش چه خبره خودت میدونی چی میخوام بگم ... :((
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/10/04ساعت 0:14  توسط مرد همیشه بارانی ، اهورا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
( زیبا ترین صورتها رو روزی به خاک می کشند ، یادمون نره )

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
الهی دیگر مگذار باران آواز بخواند روی چشمهایم
نمی دانم در بطن کدامین ثانیه های عمرم به آرامش خواهم رسید
شاید هم ... در این سونامی تنهایی پر کشیدم ...
نمی دانم ! آه و صد افسوس از این عمر گران
همچنان هر روز به قفس شکسته بالای سرم نگاه می کنم ...
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

بازدید کننده ی محترم : سلام

من اینجا تنها برای قوی آرزوی خیالم می نویسم
قویی که وجود خارجی نداره
و تنها زاده ی تخیل منه ...

عکس ها ، آهنگ و نوشته ها همه شون تنها درد دل من با قوی آرزوی خیالم هستش ، آرزوها و خواسته هایی که با بدنیا اومدنم بر صفحه ی قلبم نقش بستن و همه شون تو همین دنیا دارن میسوزن و من ، تنها کاری که می تونم بکنم اینه که بدر گاه خدای خوب و مهربانم گریه کنم ...

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
همیشه در ژرفای صلابت چهره اهورایی من اندوهی عمیق دیده میشود ، مثل اندوه مردان بزرگی که غم دوران را بر شانه های خود حس می کنند . این نیز بگذرد ، مهم نیست ، خدا که هست .

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
...... مرداب تنهایی ......

مردی که ابرهای همه عالم مدام در دلش می گریند


اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورا

نوشته های پیشین
دی 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
الهی و ربی من لی غیرک
در محضر دوست
بسم رب الفاطمه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 


هر چند گذر زمان زمن می گذرد ؛ رنجم را جانگداز تر می بینی " سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه ها را دراز تر می بینی """ فی البدایه

حرفهای ما هنوز ناتمام ؛ تا نگاه می کنی ؛ وقت رفتن است ؛ باز هم همان حکایت همیشگی ؛ پیش از آن که با خبر شوی ؛ لحظه عزیمت تو نا گزیر می شود ؛ آی ... ؛ ای دریغ و حسرت همیشگی ؛ ناگهان چقدر زود دیر میشود . ::: مرد همیشه بارانی ؛ اهورا